خرید بک لینک
سلام. واااااااااااای باورم نمیشه که میتونم بازم بنویسم. آخه خیلی خیلی درگیر کار بودم. خوبین شماها؟ حالا بنویسم ببینم تا کجا میشه پیش برم. آقا یه گزارشی میخوان جمع کنند اینا. یعنی می خواستند. فکر کنین چهارشنبه عصر رئیس جدیدم بهم زنگید که این گزارش رو میخواد مدیرعامل. حالا گزارش چی بود؟ گزارش کل امو

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 13:59

سلام مجدد. صبح چهارشنبه است. هنوز لیست اموال جمع نشده. البته من کارم رو انجام داده ام. ولی باید مغایرتش با لیست مالی دربیاد. که یه ده دقیقه به خودم فرجه استراحت دادم. بعدش میرم. تو این ده دقیقه یه کم بنویسم. این روزها میرم و میام. اتفاق خاصی نیفتاده. شکر خدا مامان وضعیتش بهتره کمی. خودش کارهاشو م

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: جمعه 30 تير 1396 ساعت: 13:59

سلام به همه مهربونا.

من خوبم. همه مونم خوبیم. این گزارش هنوز تموم نشده. تا تموم نشه هم نمی تونم بیام بنویسم.

کلی حرف داریم با هم بزنیم. همه رو میذاریم کنار تا وقتش. در بهترین حالت یا فردا بعداز ظهر یا چهارشنبه صبح بتونم بنویسم.

خودم هم کللللللللللی دلم براتون تنگ شده.

یا حق

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: دوشنبه 26 تير 1396 ساعت: 16:37

سلام. صبح بخیر. ساعت 08:24 صبح شنبه است. شنبه هفته پیش چه خوب بود ها، می دونستیم پشت بندش یه عالمه تعطیلیه. ولی خب، اینم حتما قشنگی های خودشو داره! آخرین بار دوشنبه نوشتم. همون روز عید فطر. اون دو روز تعطیلی رو خونه بودیم. مهدی خیلی پادرد داشت. فکر کرد شاید مال کولره. شلوار پوشیده بود تو خونه. اون

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 8:49

سلاااااااااام خدمت همگی. صبحتون بخیر و شادی

 

[ادامه مطلب را در اینجا بخوانید ...]

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 8:49

سلام. پیش از ظهر همگی بخیر. الان ساعت یازده و شونزده دقیقه قبل از ظهره. من پشت سیستمم هستم. زل زده ام به سیستم و نمیدونم خدا برام چی میخواد. یه اتفاقی برام افتاده که هرچی هم بگم «هرچی خیره» ولی هنوز نتونسته ام هضمش کنم. منتها اول میرم سراغ روزانه هام یه کم. یکشنبه عصر خاله زنگید که داری بهم پول ق

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 8:49

سلااااااااام.صبح بخیر... همین که امروز افتابی نیست، یعنی متفاوته. یه روز تابستونی که ابریه. شاید خدا خواست و یه نم بارون هم زد. بعدش همه روز آدم ساخته میشه و یه گوشه دلش گرم و خوش میشه. الان ساعت 07:22 صبحه و چند دقیقه ایه رسیده ام اداره. منتظرم ساعت هفت و نیم بشه و برم رستوران صبحانه بخورم. منظور

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 8:49

اینم شماره کارت آقای محمدرضا انتظاریان

6679    5575    9972    6037

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 8:49

سلام. صبح گرم همگی بخیر. من یادم نمیاد تهران تا حالا اینقدر گرم بوده باشه. دیروز واقعا در حال مرگ بودم از گرما. بمیرم واسه جنوبیا که چی میکشن این روزها. خدا بهتون سلامتی بده. امروز می نویسم چون فردا نمیتونم بنویسم. عرض کنم خدمتتون که روز شنبه مانی و مهدی خونه مادرمهدی بودند. عصر واسه خونه گوشت خر

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 8:49

سلام ساعت پنج دقیقه به چهار بعدازظهره. تا ظهر اداره نبودم. از گرما در حال تلف شدن بودم که نزدیک ساعت دو رسیدم اداره. دو تا موضوع به شدت رو مخمه. یکی جریان زندایی که داره به جاهای مسخره میرسه. و کارم که تکلیفش معلوم نیست. دیروز مدیرعامل با بچه های اداری جلسه گذاشت. بدون مدیر و معاون. مدیر منابع انس

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 8:49

سلام. خوبم.

یه گزارش باید بزنم. تموم بشه میام می نویسم. هرچند خیلی کار می بره. ولی اگه بتونم این وسط ها میام می نویسم.


فعلا

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: يکشنبه 25 تير 1396 ساعت: 8:49

سلااااام. صبح همگی بخییییر عیدتون مبارک. عبادتهاتون قبول درگاه حضرت دوست!! صبح دوشنبه، عید فطر، دراز کشیده ام رو کاناپه که چای دم بکشه صبحانه بخوریم. ساعت شش بیدار شدم. از مسجد صدای تکبیر می اومد. گفتم چرا اینقدر زود!؟ حالا هفت شروع میکنه. بیست دقیقه به هفت حاضر شدم رفتم مسجد. دیدم نماز رو شش و نی

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: سه شنبه 6 تير 1396 ساعت: 11:51

سلام. صبح همگی به شادی و شادی و شادیشنبه دیگه ای از راه رسیده. حال همه مون هم خوبه. باور هم می کنیم که حالمون خوبه. تمام قد هستیم و جلو میریم. میخوایم بهترینها رو خودمون واسه خودمون رقم بزنیم.که خب البته خدا هم کمکمون می کنه چون خودش هم در قرآن میگه سرنوشت قومی رو عوض نمی کنم مگه اینکه خودش بخواد.

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: شنبه 3 تير 1396 ساعت: 16:05

سلااااااااااااااام. صبح بخیر. چقدر طولانی بود برام ننوشتن اینجا. درست و حسابی هفته پیش نوشتم. ولی در کل انگار خیلی وقته ننوشته ام.خدا رو شکر بازم یه فرصت دیگه برای نوشتن دارم. شماها خوبین؟ من خوبم. اگه از هفته پیش بخوام بگم، که خب همه روزها عین همه. من تا نوزده ماه رمضون بیشتر نتونستم روزه بگیرم.

برچسب: نویسنده: هلیا کوشکی تاريخ: پنجشنبه 1 تير 1396 ساعت: 22:41

صفحه بندی